X
تبلیغات
تذرج مهد علم، ادب و هنر

تذرج مهد علم، ادب و هنر

چشمه عروست چه زيبا تذرج

منابع آب آشامیدنی در تذرج قبل از آب آشامیدنی بهداشتی عبارت بودند از:

1-چشمه لحافو 2- چشمه زیرحمام 3- چشمه جنگل بید. که هریک از آنها در موقعیت

خاصی از روستا قرار دارند. وجه تسمیه هر یک از آنها عبارت است از:1- چشمه لحافو :

این چشمه که در انتهای جنگل منوکین ودر کنار رودخانه منوکین قرار دارد میگویند در

زمانهای قدیم شدت فشار آب آن انقدر زیاد بوده که لحاف یکی از افرادی که برای شستن

آورده بوده به داخل خود کشیده وسپس آن را پرت کرده است. آب این چشمه با فشار از

زمین می جوشد وشن وماسه را به بالا پرت میکند وزیبایی خاصی دارد.2-چشمه زیر

حمام:
که در ابتدای پیوستن دو رودخانه منوکین ورودخانه ننوک قرار دارد همچنین به

علت اینکه در مجاورت حمام خزانه ای قدیم قرار داشته به این نام معروف بوده است.

3 -چشمه جنگل بید: از دیگر منابع آب شرب قدیم بود.که این چشمه در ابتدای پیوند

رودخانه اسکر ورودخانه ننوک ومنوکین قرار دارد وهمچنین چون این قسمت از روستا

درختان بید زیادی وجود داشته آنجا را جنگل بید می گویند.درگذشته مردم برای استفاده

آب آشامیدنی مسیربسیار سخت باشیب تند این چشمه ها راطی میکردند و با پیتهای

کوچک وبزرگ آب مورد نیاز خود را تعمین می کردند.زنان و دختران در مسیر عبور آب

چشمه می نشستند ظروف و لباس می شستند.بعلت خشکسالیهای متوالی

چند سال گذشته تمام آنها خشک شده بودند اما امسال به علت بارش برف وباران

دوباره تمام چشمه ها به آب آمده اند.وزیبایی وطراوت خاصی به روستای تذرج داده اند.

[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ 11:52 ] [ پابرجا ]

[ ]

چهاردري وروز برفي تذرج

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 12:21 ] [ پابرجا ]

[ ]

كوچه باغهاي تذرج

[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 11:59 ] [ پابرجا ]

[ ]

سال 1393 مبارکباد امیدوارم سالی سرشار از سعادت و

خوشبختی
برای شما باشد.

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 8:59 ] [ پابرجا ]

[ ]

 حضرت محمد (ص) می فرمایند:

فاطمه پاره تن من است. هرکه اورا بیازارد. مرا آزرده خاطر کرده و هرکه او را

شاد کند. مرا نیز خوشحال نموده است.


دل از غم فاطمه توان دارد؟ نه      وز تربت او کسی نشان دارد؟ نه

آن تربت گمگشته به بر، زواری      جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه 


ایام شهادت ام البیها حضرت زهرا(س) را تسلیت عرض می کنم .

[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ 11:27 ] [ پابرجا ]

[ ]

عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

 و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

[ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ] [ 10:41 ] [ پابرجا ]

[ ]

رو كن گزينه ها را ...

دیگر به ما نچسبان تحقیر دیگری را

یا حرف‌های پوچِ امثال جان کری را

در منطق شهادت، تحریم حرف مفت است

ره را ببند و بنگر مردان خیبری را

از روزهای مردی هر چه زمان گذشته

از یادمان نبرده، امثال باکری را

عقد اخوت خود با ذوالفقار بستیم

بنگر به دست مردان، شمشیر حیدری را

هیهات منا الذله، درس هدایت ماست

آموختیم این‌جا سرمشق بی‌سری را

ننگ سیاه باختر! از شب برون شو، بنگر

نورِ جهان فروزِ خورشید خاوری را

رو کن گزینه‌ها را، تا بنگری که این عشق

پیوند داده با جان، فرمان رهبری را

دست پر از نشانش دست و عصای موساست

فرعون! دگر تو برچین، اَطناب ساحری را

آری سکوت مولا، میقات کوه طور است

خواهد شکست آخر، اين سحرِ سامری را

دل‌دار هر چه گوید، بر دیده جای دارد

یک تن ندیده جایی، این شور دلبری را

فریاد مرگ بر تو، در بر گرفته در شهر

گیل و بلوچ و ترک و کردی و آذری را...

((عاكف كرماني))

[ چهارشنبه سی ام بهمن 1392 ] [ 11:2 ] [ پابرجا ]

[ ]

 سال 57 13 ده سال داشتم اوج انقلاب درتذرج زندگي ميكرديم خبرآوردن براي حمايت وشركت در

راهپيمايي بايد برويم رابر آقاي غلامعباس اصغرزاده تراكتورش را آماده كرد عده اي سوار گاري

تراكتور شديم و به سختي خود را رسانديم رابر آخه برف زيادي آمده بود اول رابر كه رسيديم  مورد

حمله تعدادي شاه دوست قرار گرفتيم وحسابي با سنگ،چوب وگلوله برفي پذيرايي شديم .چند

دقيقه بعد ازپايين خيابان بچه هاي حزب اللهي بصورت راهپيمايي همراه با شعارهاي انقلابي به ما

پيوستند . چماق بدستان وطرفداران شاه وقتي جمعيت تظاهر كننده را ديدن پا به فرار گذاشتن

وماهم دوباره به طرف حسينيه پايين حركت كرديم نزديك پاسگاه كه رسيديم ماموران پاسگاه با

تهديد جمعيت رامتفرق كردن ماهم به سختي ومشكلات زياد خود را به تذرج رسانديم.   

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 14:15 ] [ پابرجا ]

[ ]

هوالحی

بانهایت تاسف درگذشت مرحوم احمدعلي سلاجقه فرزند یارالله را به اطلاع همولایتی های عزیز 

میرسانم .درگذشت این عزیز سفر كرده را به خانواده،فرزندان ودیگر بستگان تسلیت عرض مینمایم.
 

[ چهارشنبه نهم بهمن 1392 ] [ 8:35 ] [ پابرجا ]

[ ]

 

گوش کن هفت آسمان در شور وحالی دیگرند

عرشیان وفرشیان نام محمد  می برند

میلاد پیامبر نور و رحمت حضرت محمد (ص) وجامع علم وعمل و پرچمدار شاهراه ولایت علوی امام صادق (ع) بر

شما همولایتیهای عزیز مبارک

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 20:33 ] [ پابرجا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،